|

اگر بتوانم شکستن دلی را مانع شوم،
زندگی را عبث نگذراندهام.
اگر بتوانم از رنج انسانی دیگر بکاهم،
یا دردی را تسکین دهم،
یا سینه سرخی فرو افتاده را،
باز در آشیان جای دهم،
آن گاه زندگی را بیهوده سپری نکردهام.
(امیلی دیکینسون)

به آنچه احساس خوبی به تو میدهد اعتماد کن.
به آنچه شادمانت میکند اعتماد کن.
به رؤیاهایی که همیشه خواهان دست یابی به آنها بودهای اعتماد کن
و هر آنچه در توان داری به کار گیر تا چنین شود.
زندگی هیچ تضمینی در باره آنچه که در راه است، نمیدهد.
باید در جستجوی ایدهآلهای خود باشی،
و بکوشی تا راه رسیدن به آنها را هموار کنی.
زندگی تضمینی نمیدهد که سهم تو چه خواهد بود.
تنها فرصت میدهد تا انتخاب کنی، از لحظهها بهره گیری
و کشف کنی آن رازهایی را که با آنها روبرو خواهی شد.
اگر به فرصتهایی که به تو داده شده خوشامد بگویی،
و از تواناییهای خود بهره گیری،
زندگی را سرشار از لحظات خاص و فراموش ناشدنی کردهای.
کسی از اسرار زندگی یا معنای غایی آن آگاه نیست،
اما نزد کسانی که میکوشند تا به خود و رؤیاهایشان باور داشته باشند، زندگی هدیهای گرانبهاست که ناممکنی در آن نیست.
(دنا دیلاکنی )

بسیارند کسانی که از مفهوم شادمانی حقیقی ناآگاهند.
این شادمانی نه از راه خشنودی از خود
که از راه وفاداری به مقصودی والا دست یافتنی است.
(هلن کلر)

ترنم باد،
آوای دریا،
به من میگویند که از بودن خود شاد باشم.
(جون پولیس)

سرور در همه جا موج میزند،
در علفزارهای سبز زمین:
در آرامش آبی آسمان:
در وفور بیپروای بهار:
در امساک توان فرسای زمستان عبوس:
در گوشت و پوستی که پیکرمان را حیات میبخشد:
در وقار کامل انسان:
در نجابت و استواری او:
در زندگی، در به کارگیری تمامی نیرویمان:
در کسب دانش
... آری سرور در همه جا موج میزند.
(رابیندرانات تاگور)

سعادت اکتسابی نیست،
سعادت موهبت است.
بیشتر قائم به خلق و خو و روحیه است تا فضای پیرامون.
سعادت حالتی از ذهن است.
کالایی نیست که بتوان آن را در بازار خرید یا فروخت.
شاید گدایی ژنده پوش سعادتمندتر از سلطانی باشد با قبای حریر
در روح انسان کیفیتی نهفته است که برتر از شرایط است
و همین کیفیت است که شوربختی و مصیبت را به مبارزه میطلبد.
بسیار و بسیارند ثروتمندان و تنگدستانی که شور بختاند.
دل خود از تلخیها و شیرینیها آگاه است.
تردیدی نیست که ثروت و مواهب آن خوب است و نیکو
مطالعه و کتاب، سیر و سفر، فراغت، راحتی، غذای لذیذ و لباس فاخر، همراه موافق و ...
اما اینها همه به تنهایی نمیتوانند موجد سعادت باشند
و شاید همه با بدبختی مفرط همراه باشند
در حالی که مشقت و تنگدستی، تبعید و محرومیت، هیچیک با رسیدن به والاترین وجد روحی در تضاد نیست.
(جان. جی. اینگالز)

شاید تعقیب سعادت خطا بوده باشد؛
بسیار نیکوست که خالق سعادت باشیم
و نیکوتر آن که برای سعادت دیگران تلاش کنیم.
هر آن قدر سعادت را برای دیگران بیافرینی
بیش از آن خود را سعادتمند کردهای
رضایتی وافر که هیچکس نمیتواند آن را از تو بگیرد.
(لوید داگلاس )

شبهایی برابر با روزها پیش روی ماست
و طی سال، هر شب و روز عیناً همان شب و روز دیگر است.
حتی زندگی سعادتمندانه نمیتواند عاری از تاریکی باشد،
واژه «شادی» بیمعنا خواهد بود اگر با واژه "غم" توازن نیابد.
پس شایسته است که زندگی را آنگونه که پیش میآید با بردباری و شکیبایی در آغوش بگیریم.
(کارل گوستاو یونگ)

آدمی را شاد کن
همین و بس،
کسی که امنیت خاطر دارد
بانگ بر میآورد:
" فردا را باکی نیست،
چه امروز زیستهام. "
(هوراس)
|